دوزبانه به تمام کسانی گفته می شود که می توانند حداقل به دو زبان ارتباط برقرار کنند. فرآیند یادگیری زبان ها می تواند در سنین مختلف و محیط های مختلفی رخ دهد که باعث شکل گیری انواع دوزبانگی می شود.

انواع دوزبانگی به چه دسته هایی تقسیم می شوند؟

بسته به سن فردی که زبان دوم را یاد گرفته است، دسته های مختلفی برای دو زبانگی وجود دارد.

دو دسته کلی دو زبانگی زودهنگام و دیرهنگام دو اصطلاح عمومی هستند که دیگر انواع دوزبانگی را نیز در خود جای می دهند.

همچنین بسته به رابطه و سطح همبودی زبان هایی که فرد صحبت می کند، می توان بین دوزبانگی افزایشی و کاهشی نیز تمایز قائل شد.

در نهایت در مورد دوزبانگی منفعل صحبت خواهیم کرد.

دوزبانگی زودهنگام

به کودکانی گفته می شود که زبان دوم را قبل از سن شش سالگی و به شکل زبان مادری فراگرفته اند.

این نوع دوزبانگی همانی است که بزرگسالان به آن حسادت می کنند.

کودک زبان را به کمترین تلاش و زحمت، به صورت پروسه ای طبیعی، با بالاترین صحت و دقت در دستور زبان و آواها فرامی گیرد.

برای یادگیری دو زبان، تنها کاری که کودک باید انجام دهد این است که به صحبت های اطرافیان گوش دهد.

این دسته به دو نوع دیگر تقسیم می شود:

دوزبانگی همزمان:

یادگیری همزمان دو زبان از زمان تولد یکی از دیگر انواع دوزبانگی است.

این وضعیت بیشتر در خانواده هایی دیده می شود از دو ملیت مختلف هستند و هر یک به زبان مادری خود با کودک حرف می زنند.

روش های متنوعی برای پرورش کودک دو زبانه وجود دارد که یک در مطالب قبل به آنها پرداختیم.

روش یک والد-یک زبان و زبان اقلیت در خانه از جمله این روش هاست.

در روش اول مادر و پدر هر یک به زبان مادری خود با فرزندشان حرف می زنند. در روش دوم، زبان اقلیت در خانه توسط همه اعضای خانواده به کار می رود و زبان اکثریت در جامعه و در حضور دیگران مورد استفاده قرار می گیرد.

همچنین بخوانید:  تصحیح اشتباهات زبانی کودک دوزبانه

دوزبانگی متوالی:

یکی از دیگر انواع دوزبانگی زمانی است که کودک هنوز در حال محکم کردن پایه های زبان اول خود است که یادگیری زبان دوم را آغاز می کند.

این روند باید در شش سال اول زندگی کودک رخ دهد.

با این حال، همواره یکی از زبان ها به زبان غالب تبدیل می شود.

این مدل بیشتر در مورد کودکانی صدق می کند که در چند سال اول عمر خود به کشور دیگری مهاجرت می کنند که به زبانی غیر از زبان مادری آنها صحبت می کنند.

بنابراین، کودک احتمالا در مهدکودک یا مدرسه یادگیری زبان دوم را آغاز می کند.

در ابتدا کودک گیج می شود.

حتی برخی از آنها وارد دوره سکوت می شوند و در تنهایی زبان را تمرین می کنند.

اما به زودی بر زبان ها مسلط می شوند و به تعامل با جامعه بازمی گردند.

انواع دوزبانگی

دو زبانگی دیرهنگام:

از دیگر انواع دوزبانگی زمانی است که فرد زبان دوم را پس از شش سالگی یاد می گیرد.

در این مرحله، شخص به طور کامل بر یک زبان تسلط دارد و از آن برای عنوان مرجعی برای یادگیری زبان دوم استفاده می کند.

روش های مختلفی برای یادگیری دیرهنگام زبان دوم وجود دارد که رایج ترین آنها شرکت در کلاس است.

بسیاری از مهاجرانی که برای کار و تحصیل از کشور خود خارج می شوند، در این دسته قرار می گیرند.

هر چند این دسته زبان آموزان به میزانی از تسلط در زبان دوم می رسند، اما گاهی کاملا محتمل است که زبان اول با زبان دوم تداخل پیدا می کند.

این امر به اشتباهات دستوری و تلفظی در زبان دوم منجر می شود.

دوزبانگی افزایشی:

از انواع دوزبانگی است که به شرایطی گفته می شود که فرد زبان دوم را به نحوی فراگرفته است که مهارت او در زبان اول آسیبی ندیده است.

در واقع، شخص می تواند از هر دو زبان با مهارت بالا و به صورت مادری، در جای درست و بدون اشتباه، استفاده کند.

دو زبانگی کاهشی:

در این حالت زبان دوم بر زبان اول تاثیر منفی می گذارد.

هر چه تسلط فرد در زبان دوم بیشتر می شود، مهارت او در زبان اول کاهش می یابد.

همچنین بخوانید:  افسردگی کودک مهاجر و 5 راهکار برای والدین

این نوع دو زبانگی در گروه هایی دیده می شود که زبان مادری (اول) آنها به عنوان زبان اقلیت به کار می رود.

فراموش کردن یا کاهش تسلط به زبان اول باعث نگرانی والدین می شود.

روش های متعددی برای بهبود تسلط کودک به زبان اقلیت وجود دارد که به آن خواهیم پرداخت.

دو زبانگی منفعل:

یکی از انواع دوزبانگی حالتی است که حد وسط محسوب می شود.

در این حالت، شخص به زبان دوم تنها به صورت کتبی یا شفاهی مسلط است اما نمی تواند به آن حرف بزند.

از این حالت به یادگیری منفعل یاد می شود و یکی از چالش های سخت خانواده های مهاجر به شمار می رود.

برای مثال، زمانی که والدین به زبان اقلیت از کودک سوالی می پرسند، او به زبان اکثریت پاسخ می دهد.

افزایش نیاز به زبان اقلیت و حرف زدن به آن در خانه می تواند این مشکل را برطرف کند.

یادگیری همزمان زبان دوم بهتر است یا متوالی؟

هر یک با مزایا و چالش هایی همراه است.

یادگیری همزمان دو زبان می تواند باعث تاخیر زبانی در کودک شود.

یادگیری متوالی می تواند باعث شود که کودک وارد دوره سکوت شود و مدتی به زبان دوم صحبت نکند.

یادگیری همزمان از دوره نوزادی باعث می شود که کودک به صورت طبیعی به دستور زبان و آواهای زبان مسلط شود.

بعضی از والدین نیز ترجیح می دهند کودک ابتدا به زبان مادری خود تسلط کامل پیدا کند تا ریسک عدم یادگیری زبان اقلیت در جامعه ای که همه به زبان دوم صحبت می کنند از بین برود. در این شرایط یادگیری متوالی بهتر است.

این شرایط خانواده شماست که از یکی از انواع دوزبانگی مدلی را می سازد که برای شما بهتر است.

هر چند یادگیری از دوره نوزادی با نتایج بهتر و صحیح تری همراه است، اما هرگز تلاش را دست کم نگیرید.

با تلاش و تمرین بزرگسالان نیز می توانند به تسلط بالایی در زبان دوم دست یابند (دوزبانگی دیرهنگام).

 

شما به کدامیک از انواع دوزبانگی تعلق دارید؟ فرزندتان شما به چه صورت به زبان دوم مسلط است؟

منبع:

linguisticschool

 

Share via
Copy link
Powered by Social Snap