سندرم کودک مهاجر اصطلاحی است که توسط روانشناسان برای توصیف استرس عاطفی در کودکانی به کار می رود که به خارج از کشور خود مهاجرت کرده اند.

این سندرم بیشتر در کودکان بین 10 تا 15 سال دیده می شود. در این دوره زندگی کودک تحت تغییرات عاطفی و فیزیکی زیادی قرار می گیرد و آنها از جمع دوستان خود به عنوان راهی برای کنار آمدن با این تغییرات استفاده می کند. بلوغ دوره مهمی در زندگی تمام کودکان است. این در حالی است که یک کودک مهاجر از جمع دوستان خود خارج می شود و وارد فضایی شده است که با کسی آشنایی ندارد. بنابراین مجبور است بسیاری از این تغییرات عاطفی و جسمی را در کنار بار سنگین غربت و ناآشنایی به تنهایی به دوش بکشد.

سندرم کودک مهاجر خود را چطور نشان می دهد؟

این سندرم به شکل های مختلف در یک کودک دیده می شود و ممکن است هر کودک علائم متفاوتی داشته باشد. علائم رایج عبارتند از انزوا، تنهایی، رفتارهای مخرب، عدم همکاری و پرخاشگری. در بسیاری از موارد کودک بالاخره با موقعیت کنار می آید و با منافع مهاجرت آشنا شده و آن را قبول می کند.

با این حال، برخی از کودکان زندگی در کشور غریب را دشوار می بینند و در طولانی مدت دچار مشکلات روانی می شوند. اگر نتوانند در کشور جدید برای خود گروه دوستی شکل دهند، به تدریج از جامعه دوری کرده و این مانع پیشرفت آنان می شود. همچنین، با گذشت زمان کودک دچار خشم نسبت به والدین خود می شود که او را از خانه و دوستانش دور کرده اند.

در چه شرایطی این سندرم در کودک مهاجر شکل می گیرد؟

هر چه سن کودک بیشتر باشد، مهاجرت برای او سخت تر می شود. بنابراین، به احتمال بیشتری ممکن است دچار سندرم کودک مهاجر شود. کودکان در سنین 10 تا 15 سال دوستی های محکمی را با هم سن و سالان خود ایجاد می کنند و از دست دادن آن برای آنها دشوار است.

کشوری که کودک به آن مهاجرت کرده است نیز بر وضعیت سلامت روان او و ابتلا به سندرم کودک مهاجر تاثیر می گذارد. اگر کشور مقصد به شکل شدیدی با وطن متفاوت باشد، دارای زبان و فرهنگ بسیار متفاوتی باشد و کودک به آنها آشنایی نداشته باشد، دوره گذار و آشنایی با این زندگی برای کودک سخت تر خواهد شد. همچنین، اگر کشور مقصد از وطن بسیار دور باشد، احتمال شکل گیری حس انزوا و تنهایی در کودک بیشتر می شود.

همچنین بخوانید:  رمزگردانی در کودکان دوزبانه چطور رخ می دهد؟

محیط مدرسه فاکتور مهم دیگر در شکل گیری سندرم کودک مهاجر است. مدرسه جایی است که باعث می شود کودک بتواند دوستان جدیدی پیدا کند و با محیط جدید خو بگیرد. اگر کودک نتواند فرصتی برای برقراری ارتباط با هم سن و سالانش پیدا کند، با زبان آنها آشنا نباشد، تفاوت عمیقی با آنها داشته باشد یا جامعه مقصد مهاجر پذیر نباشد، عادت کردن به شرایط برای کودک سخت خواهد شد.

تعداد دفعات مهاجرت نیز فاکتور مهم دیگر در سندرم کودک مهاجر است. کودکی که برای بار چندم مهاجرت می کند، از تعویض محل زندگی برای بار چندم، به خصوص پس از تلاش های متعدد برای تطبیق با شرایط احساس ناکامی بیشتری خواهد داشت.

سندرم کودک مهاجر

چطور به کودکی که دچار این سندرم شده است، می توان کمک کرد؟

حرف زدن

گفتگو و ارتباط کلید اصلی در انتقال و تغییر مکان ساده تر است. رفتارهای کودک را زیر نظر بگیرید. با او حرف بزنید و به حرف هایش، ناامیدی و نگرانی هایش بدون قضاوت کردن گوش دهید.

اغلب گوش کردن و تایید نگرانی ها باعث می شود بخش زیادی از استرس روانی کودک تخلیه شود و برای سازگاری با محیط جدید بهتر آماده شود.

برای کودکانی که قادر به بیان احساسات خود به صورت کلامی نیستند، والدین باید تغییرات رفتاری ناشی از سندرم کودک مهاجر مانند تغییر در الگوی خواب، خوردن، و بی علاقگی به فعالیت های قبلی را زیر نظر بگیرند. در این شرایط باید کودک تحت حمایت روانی والدین قرار گیرد و در صورت تشدید علائم از یک روانشناس کودک کمک گرفته شود.

دوستی

پس از مهاجرت کودک شبکه دوستی و حامیان خود را از دست می دهد. لازم است که والدین ارتباط کودک را به طور منطقی با دوستان قدیمی حفظ کنند و شرایط دوستیابی جدید را برای او فراهم کنند. این کار باید بدون فشار وارد کردن به کودک انجام شود. با تشویق کودک به شرکت در فعالیت های فوق برنامه در کنار همسالانش به او این فرصت را می دهید که با دوستان جدید آشنا شود و اعتماد به نفس خود را تقویت کند.

همچنین بخوانید:  تشویق کودک دو زبانه به صحبت کردن

ایجاد تعادل بین گذشته و حال

کودک مهاجری که دچار افسردگی و سندرم کودک مهاجر شده است، ممکن است با پناه بردن به دوستان قدیمی سعی در فرار کردن از مسئولیت آشنا شدن با محیط و دوستان جدید داشته باشد. هر چند ارتباط با دوستان قدیمی ایده خوبی برای تقویت روحیه اوست، اما ارتباط مداوم و بیش از حد مانع آشنایی و سازگاری او با شرایط جدید می شود. بین ارتباط با دوستان قدیمی و یافتن دوستان جدید تعادلی برقرار کنید. از او بخواهید از اتاقش خارج شود و در فعالیت های فوق برنامه، باشگاه ها و برنامه های مورد علاقه اش، ورزش، هنر یا هر کلاس دیگری که به آن علاقه دارد شرکت کند.

دادن مسئولیت

فرزندتان باید در پروسه مهاجرت نقشی داشته باشد تا خود را در آن دخیل و موثر بداند. از او بخواهید در مورد برخی موضوعات تحقیق کند. سایت مدرسه های مورد نظر را برای او باز کنید و از او نظر خواهی کنید. پس از ورود به کشور جدید، اجازه دهید اتاقش را خودش دکور کند. از او بخواهید مسیر مدرسه تا خانه را با استفاده از تلفن همراهش مسیریابی کند و شما را در طول مسیر راهنمایی کند. به او وظایف کوچکی مانند یافتن نزدیک ترین فروشگاه مواد غذایی، داروخانه و سایر مکان های مهم را بدهید. هر چه بیشتر و بهتر با محیط آشنا شود، زودتر و بهتر با آن سازگار خواهد شد.

برای پرهیز از ابتلا به سندرم کودک مهاجر لازم است والدین برنامه مهاجرت را به خوبی و با دقت اجرا کنند. کودک باید به خوبی از قصد و برنامه های خانواده مطلع باشد و دلیل و منافع مهاجرت برای او توضیح داده شود. کودک باید پیش از مهاجرت به خوبی توجیح شده باشد و با شرایط زندگی در کشور جدید آشنا باشد. لازم است والدین اقدامات لازم برای آشنایی کودک با زبان و فرهنگ جدید را انجام دهند تا کودک با کمترین مشکل در زمان مهاجرت روبه رو شود.

فرزند شما پس از مهاجرت چه حسی دارد؟ آیا توانسته است به خوبی با شرایط کنار بیاید؟ نظر خود را در این رابطه با ما در میان بگذارید.

منبع:

expatinfodesk

Share via
Copy link
Powered by Social Snap