اصطلاح کودک فرهنگ سوم به کودکانی اطلاق می شود که در فرهنگی به غیر از فرهنگ والدین خود یا کشوری که به دنیا آمده اند که در پاسپورتشان ثبت شده است. این اصطلاح به کودکانی نیز اطلاق می شود که دائما در حال تغییر کشور به دلیل شرایط شغلی والدین یا نظامی بودن آنها هستند. شاید قبلا این اصطلاح را شنیده باشید، اما بسیاری از کودکان در موقعیت مهاجرت آن را با تمام وجود خود حس می کنند.

در چنین شرایطی خانواده در نهایت فرزندی را با چند فرهنگ پرورش می دهند و گاهی به مدد زمان و سفر، کودک این فرهنگ ها را در دوره ای کوتاه تجربه می کند.

زندگی چند فرهنگی از این کودکان آدم هایی روشن فکر، سازگار و دارای مهارت های ارتباطی بهتر می سازد. شاید این سبک زندگی، مهاجرت و زندگی در کشورهای متعدد و برقراری ارتباط با دوستان مختلف، برای دیگران جالب و حتی حسادت برانگیز باشد، اما پشت این زندگی به ظاهر جذاب چالش های زیادی برای کودکان نهفته است.

کودکانی که در پروسه مهاجرت قرار گرفته اند و به زودی با چند فرهنگ مختلف قرار است رشد یابند، به حمایت بیشتری از سوی والدین و دیگر اعضای خانواده نیاز دارند.

راهکارهای حمایت از کودک فرهنگ سوم و کمک به او در سازگار شدن با شرایط

یادگیری زبان جدید

این کودکان پس از مهاجرت و در زمان زندگی در فرهنگ میزبان باید زبان دوم (یا حتی سوم و چهارمی) را فرابگیرند. زندگی در محیطی که یک زبان در اغلب حوزه های زندگی مانند مدرسه، گروه های دوستی و تعاملات روزمره استفاده می شود به آنها کمک می کند که زودتر و بهتر به این زبان تسلط یابند.

برقراری رابطه و سازگاری

به دلیل مهاجرت به کشوری دیگر، کودک فرهنگ سوم به سادگی قابلی برقراری ارتباط با گروه جدید را دارند و حتی از آنها می توان به عنوان تسهیل کننده روابط استفاده کرد. اما گاهی این والدین هستند که باید کودک را در شروع این رابطه حمایت کنند. ملاقات با دوستان جدید و برقراری ارتباط در فرهنگ جدید باعث می شود که کودک شخصیتی سازگار و منعطف پیدا کند و به درک بهتری از انسان ها برسد.

همچنین بخوانید:  آموزش سواد دوزبانه به کودک: تمرین خواندن و نوشتن

در اثر مواجهه با تجربه چند فرهنگی و نگرشی باز و پذیرا نسبت به تفاوت ها در جهان، این کودکان تحمل بیشتری نسبت به تفاوت های فرهنگی و عقیدتی دارند.

شما نیز در کنار او سعی کنید با دوستانش ارتباط برقرار کنید و با آنها آشنا شوید.

هویت یابی

کودک فرهنگ سوم در کشف هویت واقعی خود دچار چالش جدی می شوند. او با سوالاتی روبه رو می شود که پاسخ به آنها ساده نیست. «من از کجا آمده ام؟» یا گاهی به جملاتی از دیگران روبه رو می شود که او را دچار استرس و حس عدم تعلق می کند «لهجه ات عجیب است و صورتت با ما فرق دارد، تو اهل فلان کشور هستی؟» یا حتی تحسین می شوند که کودک آن را تحسین نمی داند «با وجودی که در کشور ما به دنیا نیامده ای، اما لهجه ات خوب است.» این در حالی است که گاهی با جامعه مادری خود نیز تفاوت دارند و آنجا نیز با آنها به شکل فردی متفاوت از جامعه رفتار می شود

این کودکان به داشتن حس تعلق به یک جامعه نیازمند هستند. او نیاز به ریشه هایی دارد که او را زنده نگه دارند. بدین منظور والدین باید:

سنت های کشور خود شامل فرهنگ غذایی، رسوم و زبان را در خانواده حفظ کنند و تا حد ممکن با خانواده در وطن در ارتباط قرار گیرند.

از سوی دیگر، لازم است این فرهنگ با دوستان کودک در کشور میزبان نیز به اشتراک گذاشته شود.

با کودک از روزگار قدیم، دوره کودکی، سنت ها، شهر و کشور خود حرف بزنید. عکس های خانوادگی را به او نشان دهید و آدم ها را به او معرفی کنید. اگر فرزندتان آنقدر کوچک بوده است که کشورش را به یاد نمی آورد، این به اشتراک گذاری خاطره برای او لذت بخش است.

از دست دادن دوستان

همانطور که گفتیم حرکت و مهاجرت مداوم جزئی از زندگی کودک فرهنگ سوم است. این باعث می شود که او هیچ وقت نتواند ارتباطی مداوم و ریشه دار با دوستانش پیدا کند. از دست دادن دوستان و مهاجرت به یک مکان جدید برای کودکان هیچ وقت ساده نیست. تصور نکنید که تکنولوژی و رسانه های اجتماعی می توانند مشکل او را حل کنند. وقتی از جایی دور شوی، دیگر ارتباط ساده نیست. او دیگر نمی تواند با دوستش خاطره مشترکی بسازد و همین باعث می شود که به تدریج رابطه آنها سردتر از قبل شود.

همچنین بخوانید:  دوستیابی کودک مهاجر و 9 راهکار برای تعامل بهتر در جامعه جدید

مشکل دیگری که این کودکان با آن دست و پنجه نرم می کنند این است که در کشاکش مهاجرت به یک کشور جدید و مشکلات ناشی از یافتن سرپناه و جای گرفتن در محیط جدید، این گونه احساسات کودک نادیده گرفته می شوند. در نتیجه کودک نمی تواند سوگواری خود را به طور کامل بروز دهد. گاهی کودک وارد دوره سکوت می شود، چرا که والدین بیش از حد گرفتار مشکلات خود شده اند.

به دردهای فرزندتان گوش دهید. این دلتنگی را ساده و بی اهمیت جلوه ندهید. احساسش را تایید کنید و با او همدردی کنید. هر چند گفتیم تکنولوژی کافی نیست، اما به او کمک کنید تا زمانی که با دوستان جدید وارد رابطه نشده است، ارتباطش را با دوستان قدیمی حفظ کند.

کودک فرهنگ سوم

برنامه ریزی

اصلا عجیب نیست که گاهی کودک فرهنگ سوم حس کند کنترل زندگی از دستش خارج شده است. زندگی او را به هر جا می خواهد می برد و او نمی تواند روی داشتن دوستانش، رفتن به مدرسه و مکان مورد علاقه اش و داشتن تفریح مورد علاقه اش برنامه ریزی ثابت داشته باشد.

عدم وجود ثبات در زندگی این کودکان شاید باعث شود او به نوعی دست از برنامه ریزی بکشد و همیشه تصور کند همه چیز از دست می رود و نیازی نیست برای داشتنش تلاش کند. مثلا ممکن است به این نتیجه برسد چرا باید تلاش کنم در این مدرسه شاگرد اول باشم، من که سال دیگر از این کشور می روم. از سال بعد بیشتر درس می خوانم.

به او کمک کنید درک کند که هر چند زندگی او در حال گذر و سفر است، اما کلیت آن بر مبنای همین لحظات جاری در حال شکل گیری است و بی توجهی به آنها باعث از دست دادن فرصت های بزرگ تر در زندگی می شود.

داشتن درک بهتر از روحیات، فرهنگ، هویت و دیدگاه کودک فرهنگ سوم باعث می شود بتوانید بهتر بتوانید به آنها کمک کنید که از پس سختی های زندگی خود برآیند. چنانچه احساس می کنید فرزند شما نمی تواند با این همه تغییر در زندگی خود کنار بیاید و در یافتن ریشه های هویتی خود سردرگم شده است، با یک مشاور صحبت کنید.

منبع:

nesgt

Share via
Copy link
Powered by Social Snap